تصویری از داخل بدن که با استفاده از نوع خاصی از پرتو گرفته میشود.
مثالهای طبیعی
The doctor showed me the x-ray of my wrist.
پزشک عکس رادیولوژی مچ دستم را نشانم داد.
Please send us your latest dental x-rays.
لطفاً جدیدترین عکسهای رادیولوژی دندانتان را برایمان بفرستید.
A small crack was visible on the x-ray.
ترک کوچکی در عکس رادیولوژی دیده میشد.
نکتهٔ کاربردی
X-ray در این معنی معمولاً یک تصویر است؛ CT scan و MRI روشهای تصویربرداری متفاوتیاند.
