معنی ۱neutral · 88%
یک بار کشیدنِ ناگهانی و محکم چیزی
مثالهای طبیعی
With one yank, the child freed the kite string.
بچه با یک کشیدن محکم، نخ بادبادک را آزاد کرد.
That sudden yank nearly pulled the handle off.
آن کشیدن ناگهانی نزدیک بود دستگیره را بکند.
She gave the rope a strong yank.
او طناب را یکباره محکم کشید.
نکتهٔ کاربردی
ساختار رایج اسمی give something a yank است؛ yank بهتنهایی میتواند فعل هم باشد.
ترکیبهای رایج
— یک کشیدن سریع و پرقدرت
