معنی ۱neutral · 89%
مقدار محصول، خروجی یا بازده مالیای که چیزی تولید میکند
مثالهای طبیعی
The new method increased the wheat yield significantly.
روش جدید بازده گندم را بهطور چشمگیری افزایش داد.
Farmers achieved higher yields despite the dry summer.
کشاورزان با وجود تابستان خشک به بازدههای بیشتری دست یافتند.
The bond offers a relatively attractive yield.
این اوراق قرضه بازده نسبتاً جذابی ارائه میدهد.
نکتهٔ کاربردی
در کشاورزی `yield` خروجی فیزیکی است؛ در امور مالی به بازده اشاره دارد که معمولاً بهصورت نرخ یا درصد بیان میشود.
