اشتیاق شدید و پرانرژی برای دنبال کردن هدف، فعالیت یا آرمانی مشخص.
مثالهای طبیعی
Her zeal for community gardening inspired new volunteers.
شور او برای باغبانی محلی، داوطلبان تازهای را به فعالیت ترغیب کرد.
He approached the demanding assignment with remarkable zeal.
او با شور و اشتیاقی چشمگیر به سراغ آن مأموریت دشوار رفت.
Despite setbacks, their reforming zeal never faded.
با وجود شکستها، شور اصلاحطلبانهٔ آنها هرگز فروکش نکرد.
نکتهٔ کاربردی
Zeal میتواند تعهد و پیگیری پرانرژی را نشان دهد؛ در بعضی موقعیتها excessive zeal به اشتیاق افراطی اشاره میکند.
