معنی ۱neutral · 86%
وسیلهای برای بستن لباس یا کیف که دو ردیف دندانهٔ آن با کشیدن یک لغزنده به هم وصل میشوند.
مثالهای طبیعی
The zip on my coat is stuck.
زیپ پالتویم گیر کرده است.
Please close the zip on your backpack.
لطفاً زیپ کولهپشتیات را ببند.
This dress has a zip at the back.
این پیراهن از پشت زیپ دارد.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی بریتانیایی معمولاً zip و در آمریکایی zipper میگویند؛ do up a zip یعنی زیپ را بستن.
ترکیبهای رایج
— زیپی که دیگر کار نمیکند
