بخشی از یک ناحیه که برای هدفی مشخص جدا یا به سبب ویژگی ویژهای شناخته شده است.
مثالهای طبیعی
This carriage has a quiet zone for passengers.
در این واگن محدودهای آرام برای مسافران وجود دارد.
The school zone has a lower speed limit.
محدودهٔ اطراف مدرسه محدودیت سرعت پایینتری دارد.
Our hotel lies outside the busy tourist zone.
هتل ما بیرون از منطقهٔ شلوغ گردشگری است.
نکتهٔ کاربردی
Zone اسمی قابلشمارش برای ناحیه است؛ ممکن است مرزی قانونی، محدودهای علامتگذاریشده یا منطقهای با تعریف کلی باشد.
