Abbau
B1اسمبرکناری، اخراج، فسخ
JadoLearn Dictionary
Abbau یعنی برکناری. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
برکناری، اخراج، فسخ
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تبار، خراب، فنا کردن
جابجا شدگی، دررفتگی، جابجائی
برکناری، اخراج، ناگه آینده
برکناری، اخراج، فسخ
برکناری، اخراج، فسخ
پایان دادن، غایت، خاتمه یافتن
فسخ، تجزیه، انحلال
فسخ، تجزیه، انحلال
فسخ، تجزیه، انحلال
فسخ، تجزیه، انحلال
فسخ، تجزیه، انحلال
فسخ، تجزیه، انحلال
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.