abdanken lassen
B2فعلتبرئه کردن؛ مبرا کردن؛ آمرزیدن، توجیه کردن، میدانی
JadoLearn Dictionary
abdanken lassen یعنی تبرئه کردن؛ مبرا کردن؛ آمرزیدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تبرئه کردن؛ مبرا کردن؛ آمرزیدن، توجیه کردن، میدانی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رستگار کردن، تخلیص کردن، رساندن
خلاص کردن، رهانیدن از، میدانی
تبرئه کردن؛ مبرا کردن؛ آمرزیدن، توجیه کردن، میدانی
تبرئه کردن؛ مبرا کردن؛ آمرزیدن، توجیه کردن، میدانی
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
عمل آوردن، فر اوردن، تکامل پیدا کردن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
غلپیدن، عمل آمدن، بالا کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.