Aberration
C2اسمانحراف؛ نابهنجاری، انحراف، نابهنجاری
JadoLearn Dictionary
Aberration یعنی انحراف؛ نابهنجاری. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
انحراف؛ نابهنجاری، انحراف، نابهنجاری
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی، یبوست، بی نظمی
انحراف؛ نابهنجاری
انحراف؛ نابهنجاری
انحراف؛ نابهنجاری
انحراف؛ نابهنجاری
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.