Ablagerung
B1اسمعزل، نهشت، خلع
JadoLearn Dictionary
Ablagerung یعنی عزل. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عزل، نهشت، خلع
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
السمت، عزل، نهشت
عزل، نهشت، خلع
عزل، نهشت، خلع
تشریف بردن، عزیمت کردن، هجرت کردن
عزل، نهشت، خلع
عزل، نهشت، خلع
لای، ته نشین، ته نشست
لای، ته نشین، ته نشست
لای، ته نشین، ته نشست
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.