adaptieren
B2فعلتطبیق دادن، جا دادن؛ تطبیق دادن؛ فراهم کردن، تناسب داشتن
JadoLearn Dictionary
adaptieren یعنی تطبیق دادن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تطبیق دادن، جا دادن؛ تطبیق دادن؛ فراهم کردن، تناسب داشتن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
قابل، باکفایت، لایق
تشبیه کردن، تطبیق کردن، تطبیق نمودن
باطل کردن، موقوف کردن، لغو کردن
همزمان کردن، انطباق زمانی داشتن، تطبیق دادن
تطبیق دادن، جا دادن؛ تطبیق دادن؛ فراهم کردن
ورد داشتن، گرفتن، استدن
تناسب داشتن، مناسب کردن، زیبنده
تناسب داشتن، مناسب کردن، زیبنده
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.