amtieren
B2فعلکار افتادن، عمل کرد، وظایفه
JadoLearn Dictionary
amtieren یعنی کار افتادن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کار افتادن، عمل کرد، وظایفه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
کار افتادن، عمل کرد، وظایفه
کار افتادن، عمل کرد، وظایفه
کار افتادن، عمل کرد، وظایفه
اثر کردن، فعالیت کردن، تاثیر کردن
اثر کردن، فعالیت کردن، تاثیر کردن
اشتباه لپی، اشتباه کار، خبط کردن
مجذوب ساختن، مجذوب کردن، فرجام
خواهش، میل کردن، آرزو
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.