anderenfalls
A2صفتتناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
JadoLearn Dictionary
anderenfalls یعنی تناوب داشتن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خیار
مافوق طبیعی، غیر طبیعی، غیر جبری
جلوتر، اقصی، تناوب داشتن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
الکلی، باده پرستی، باده پرست
الکلی، باده پرستی، باده پرست
الکلی، باده پرستی، باده پرست
الکلی، باده پرستی، باده پرست
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.