androhen
C1فعلبمخاطره انداختن، در خطر انداختن، بخطر انداختن
JadoLearn Dictionary
androhen یعنی بمخاطره انداختن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بمخاطره انداختن، در خطر انداختن، بخطر انداختن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دچار کردن، درهم برهم کردن، درهم گیر انداختن
بمخاطره انداختن، در خطر انداختن، بخطر انداختن
عمل آوردن، فر اوردن، اختراع کردن
عمل آوردن، فر اوردن، بیرون دادن
عمل آوردن، فر اوردن
عمل آوردن، فر اوردن
عمل آوردن، فر اوردن
نقشه
مثل، سرمشق، نمونه
راهپیمایی کردن، راه پیمایی کردن، تظاهرات کردن
مارس، مارچ، قدم رو
مارس، مارچ، قدم رو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.