angemessen
C2صفتمتناسب کردن، متناسب شدن، متناسب کردن متناسب شدن
JadoLearn Dictionary
angemessen یعنی متناسب کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
متناسب کردن، متناسب شدن، متناسب کردن متناسب شدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بمیزان، متناسب کردن، متناسب شدن
سر براه، سلیم الطبع، معتدل
منسجم، منطقی، متناسب کردن
متناسب کردن، متناسب شدن، قیاس پذیر
مرتب، نظمی، مصدر
متناسب کردن، متناسب شدن
متناسب کردن، متناسب شدن
متناسب کردن، متناسب شدن، وافی
متناسب کردن، متناسب شدن، نسختین
نسبی، منسوب، خویش
نسبی، به نسبت
گروه دوست، معاشرتی، انسی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.