Ausschweifung
C2اسمفسخ، تجزیه، انحلال
JadoLearn Dictionary
Ausschweifung یعنی فسخ. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فسخ، تجزیه، انحلال
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تبار، خراب، فنا کردن
فسخ، تجزیه، انحلال
فسخ، تجزیه، انحلال
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.