ausstrahlen
C2فعلتابیدن، پرتو افکندن، نورا فشاندن
JadoLearn Dictionary
ausstrahlen یعنی تابیدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تابیدن، پرتو افکندن، نورا فشاندن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مصروف داشتن، صرف کردن، به سر بردن
شعاع، پرتو، اشعه
تابیدن، پرتو افکندن، نورا فشاندن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
مظایقه کردن، یدکی، زاپاس
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.