Automat
B2اسمماشین خودکار، آدم مکانیکی، دست ابزار
JadoLearn Dictionary
Automat یعنی ماشین خودکار. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ماشین خودکار، آدم مکانیکی، دست ابزار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نیابت، پیشکاری، کارگزاری
درحال پرواز، فرمان هواپیما، گردونهتیزرو
ماشین خودکار، آدم مکانیکی
ماشین خودکار، آدم مکانیکی
تمامیت، وحدت، وحدانیت
کاشتن، گیاه، نبات
وعده ملاقات، انتصاب، قرار ملاقات
اسباب، جهاز، دورگو
رانندگی کردن، راندن، دست ابزار
ماشین خودکار
ماشین خودکار
معادل، هم ارز، نظیر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.