Ballen
A2اسمگلدسته، زبانه، زبانه دار کردن
JadoLearn Dictionary
Ballen یعنی گلدسته. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گلدسته، زبانه، زبانه دار کردن
سرچسب، جفت چپراست، سرچسب جفت چپراست
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رغبت، مزه آوردن، با رغبت خوردن
اظهار، بیانیه، گفتار
گلدسته، شتر مرغ، شترمرغ
گلدسته، زبانه، زبانه دار کردن
عدل کردن، بسته بندی کردن، انباشتن
سیم، تار، وتر
سرچسب، جفت چپراست، قاطع ساختن
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
هوا، باد دادن، هوا خوردن
بادملایم، نسیم، بادصبا
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.