Benjamin
C2اسمبنیامین، بنجامین، بنیامین بنجامین
JadoLearn Dictionary
Benjamin یعنی بنیامین. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بنیامین، بنجامین، بنیامین بنجامین
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ولد، خرد سال، فرزند
بنیامین، بنجامین
بنیامین، بنجامین
بنیامین، بنجامین
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.