Besatzung
B1اسمخدمه، اشغالگر، اشغال کننده
JadoLearn Dictionary
Besatzung یعنی خدمه. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
خدمه، اشغالگر، اشغال کننده
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خدمه
خدمه، یاتیم درآمدن، یک دستگاه
اشغالگر، اشغال کننده
اشغالگر، اشغال کننده
اشغالگر، اشغال کننده
اشغالگر، اشغال کننده
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
قایق رانی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.