bescheinigen
C2فعلجواز، جواز شغل، اجازه
JadoLearn Dictionary
bescheinigen یعنی جواز. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جواز، جواز شغل، اجازه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
محقق کردن، تایید کردن، تسجیل کردن
تایید کردن، تسجیل کردن، تنفیذ کردن
جواز، جواز شغل، اجازه
اعتباردادن، شهادت کتبی دادن، تصدیق کردن
اعطا کردن، اعطاء کردن، جیزه
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.