beschmutzen
C2فعلآلوده کردن، عفونی کردن، مبتلا کردن
JadoLearn Dictionary
beschmutzen یعنی آلوده کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
آلوده کردن، عفونی کردن، مبتلا کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سیاه یکدست، دوده زدن، دودهای کردن
زخم زبان، لته، جل
زخم زبان، لته، جل
زخم زبان، لته، جل
زخم زبان، لته، جل
زخم زبان، لته، جل
زخم زبان، لته، جل
پند دادن، آلوده کردن، عفونی کردن
آلوده کردن، عفونی کردن، مبتلا کردن
آلوده کردن، عفونی کردن، مبتلا کردن
آلوده کردن، عفونی کردن، مبتلا کردن
آلوده کردن، عفونی کردن، مبتلا کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.