besichtigen
C2فعلدیدن کردن، ویزیت، دیدار کردن
JadoLearn Dictionary
besichtigen یعنی دیدن کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دیدن کردن، ویزیت، دیدار کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
باشدت زدن، ضربه زدن، زدن
دیدن کردن، ویزیت، دیدار کردن
دیدن کردن، ویزیت، دیدار کردن
غربیل، پرویزن، علک
دوره کردن، تجدید نظر، وابین
تحت بررسی قرار دادن، وارسی کردن، تفتیش کردن
تحت بررسی قرار دادن، وارسی کردن، تفتیش کردن
تحت بررسی قرار دادن، وارسی کردن، تفتیش کردن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.