Beweisgrund
B2اسموجه، حجت، جهت
JadoLearn Dictionary
Beweisgrund یعنی وجه. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
وجه، حجت، جهت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
وجه، حجت، جهت
طلایه دار، پیشرو، مژده دهنده
اثبات، ملاک، حجت
اثبات، ملاک، حجت
وجه، حجت، جهت
وجه، حجت، جهت
معادل، هم ارز، نظیر
معادل، هم ارز، نظیر
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.