Bild
C1اسمنگاره، مصور کردن، نگار
JadoLearn Dictionary
Bild یعنی نگاره. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نگاره، مصور کردن، نگار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
طبع، نشان گذاری، جای مهر
نگاره، مصور کردن، نگار
استنتاج، کاهش، سرآغاز
پیکرک، تمثال، تندیس
فرم، پیکر، نگاره
ثبت، ضبط، مصرف
مبت، مثبت، اثباتی
عکس برداری، عکاسی، عکسبرداری
مهره شطرنج، مرد، رجل
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
مهره شطرنج، مرد، رجل
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.