bindend
C2صفتحتیالاجرا، جبری، اجباری
JadoLearn Dictionary
bindend یعنی حتیالاجرا. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
حتیالاجرا، جبری، اجباری
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بایسته، ضروری، بالضروره
حتیالاجرا، جبری، اجباری
گروه دوست، معاشرتی، انسی
خوش برخورد، خوش خلق، مقوی
گروه دوست، معاشرتی، انسی
استوار، دج، متقن
جانانه، اقناع، مقنع
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
جانانه، اقناع، مقنع
جانانه، اقناع، مقنع
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.