Biogeographie
C2اسمجغرافیای حیاتی، زیست جغرافی، جغرافیای حیاتی زیست جغرافی
JadoLearn Dictionary
Biogeographie یعنی جغرافیای حیاتی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جغرافیای حیاتی، زیست جغرافی، جغرافیای حیاتی زیست جغرافی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جغرافیای حیاتی، زیست جغرافی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.