bleibenlassen
C2فعلتشریف بردن، عزیمت کردن، هجرت کردن
JadoLearn Dictionary
bleibenlassen یعنی تشریف بردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تشریف بردن، عزیمت کردن، هجرت کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بروی خود نیاورد، چشم پوشی شدن، ندیده گرفتن
تشریف بردن، عزیمت کردن، هجرت کردن
عطا کردن، بذل کردن
مستثنی کردن
میل زدن، گمانه زدن، بس کردن
میل زدن، گمانه زدن، تشریف بردن
تسلیم شدن، تسلیم، صرف نظرکردن از
درماندگاه اتومبیل، پارک، شکارگاه محصور
بستن، تنگ هم، مقارن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.