blicklos
B1صفتتهی کردن، پوک، خالی کردن
JadoLearn Dictionary
blicklos یعنی تهی کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تهی کردن، پوک، خالی کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تهی کردن، پوک، خالی کردن
تهی کردن، پوک، خالی کردن
معین، محقق، حتمی الاجراء
قابل، باکفایت، لایق
قابل، باکفایت، لایق
معین، محقق، حتمی الاجراء
معین، محقق، حتمی الاجراء
جنگ آزمده، کهنهکار، رزم دیده
معین، محقق، حتمی الاجراء
معین، محقق، حتمی الاجراء
وظیفه شناس، معین، محقق
معین، محقق، حتمی الاجراء
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.