Bungalow
C2اسمبنگله، کلبه، بنگله کلبه
JadoLearn Dictionary
Bungalow یعنی بنگله. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بنگله، کلبه، بنگله کلبه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
جور کردن، جور، قبیل
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.