Cowboyfilm
C2اسمغربی، مغربی، باختری
JadoLearn Dictionary
Cowboyfilm یعنی غربی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
غربی، مغربی، باختری
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
غربی، مغربی، باختری
غربی، مغربی، باختری
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.