Dampf
B2اسمبخار کردن، بخار دادن، بخار
JadoLearn Dictionary
Dampf یعنی بخار کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بخار کردن، بخار دادن، بخار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بخار کردن، بخار دادن، بخار
کدورت
کدورت، آبگوشت، حریره
کدورت
کدورت
کدورت، گل آلودی، مه آلودی
کدورت
کدورت، ریزی، ریزگی
کدورت
کدورت، رختشورخانه
کدورت
معادل، هم ارز، نظیر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.