dependent
B1صفتموقوف، نان خور، متعلق
JadoLearn Dictionary
dependent یعنی موقوف. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
موقوف، نان خور، متعلق
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
موقوف، نان خور، متعلق
موقوف، نان خور، متعلق
موقوف، نان خور، متعلق
موقوف، نان خور، متعلق
معین، محقق، حتمی الاجراء
قابل، باکفایت، لایق
قابل، باکفایت، لایق
معین، محقق، حتمی الاجراء
معین، محقق، حتمی الاجراء
جنگ آزمده، کهنهکار، رزم دیده
معین، محقق، حتمی الاجراء
معین، محقق، حتمی الاجراء
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.