diagnostizieren
B2فعلفیصل دادن، مشخص کردن، تعیین کردن
JadoLearn Dictionary
diagnostizieren یعنی فیصل دادن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فیصل دادن، مشخص کردن، تعیین کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
ملتزم کردن، صراحت داشتن، معین کردن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
عمل آوردن، فر اوردن، تکامل پیدا کردن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
غلپیدن، عمل آمدن، بالا کردن
غیب شدن، ناپدید شدن، پرواز کردن
رهایی یافتن، گریز، فرار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.