Dienstboten
C2اسمخدمتگزار، مستخدم، فراش
JadoLearn Dictionary
Dienstboten یعنی خدمتگزار. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
خدمتگزار، مستخدم، فراش
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خدمتگزار، مستخدم، فراش
خدمتگزار، مستخدم، فراش
بزور وادار کردن، مجبور کردن، زور
خدمتگزار، مستخدم، فراش
خدمتگزار، مستخدم، فراش
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.