durcheinander bringen
B2فعلنخ گوریده، درهم برهم کردن، درهم گیر انداختن
JadoLearn Dictionary
durcheinander bringen یعنی نخ گوریده. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نخ گوریده، درهم برهم کردن، درهم گیر انداختن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نخ گوریده، درهم برهم کردن، درهم گیر انداختن
نخ گوریده، درهم برهم کردن، درهم گیر انداختن
نخ گوریده، درهم برهم کردن، درهم گیر انداختن
نخ گوریده، درهم برهم کردن، درهم گیر انداختن
نخ گوریده، درهم برهم کردن، درهم گیر انداختن
نخ گوریده، درهم برهم کردن، درهم گیر انداختن
بی جرات کردن، هراس، رمیدگی
تدلیس کردن، درهم ریختن، فاقد عصب کردن
آزار دادن، ایذاء، زحمت دادن
درهم ریختن، فاقد عصب کردن، بی رگ کردن
درهم ریختن، فاقد عصب کردن، بی رگ کردن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.