Dysbalance
C2اسمعدم توازن، اختلال مشاعر، بی ثباتی
JadoLearn Dictionary
Dysbalance یعنی عدم توازن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عدم توازن، اختلال مشاعر، بی ثباتی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عدم توازن، اختلال مشاعر، بی ثباتی
عدول، انحراف مسیر، ضلال
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.