eine Grenze knacken
C2فعلحد شکنی
JadoLearn Dictionary
eine Grenze knacken یعنی حد شکنی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
حد شکنی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
حد شکنی
حد شکنی
حد شکنی، گدار، عبور کردن
حد شکنی
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.