einengen
B2فعلعاجز کردن، از کار انداختن، عاجز
JadoLearn Dictionary
einengen یعنی عاجز کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عاجز کردن، از کار انداختن، عاجز
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
زوال، خرابی
بی جرات کردن، هراس، رمیدگی
دست درازی کردن، درسنگرقراردادن، سنگر
عاجز کردن، از کار انداختن، عاجز
عاجز کردن، از کار انداختن، عاجز
عاجز کردن، از کار انداختن، عاجز
عاجز کردن، از کار انداختن، عاجز
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
عمل آوردن، فر اوردن، تکامل پیدا کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.