eingreifen
C2فعلتو گذاشتن، بر جسته کردن، تو رفتن
JadoLearn Dictionary
eingreifen یعنی تو گذاشتن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تو گذاشتن، بر جسته کردن، تو رفتن
مداوات، درمان، علاج
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تو گذاشتن، بر جسته کردن، تو رفتن
تو گذاشتن، بر جسته کردن، تو رفتن
تو گذاشتن، بر جسته کردن، تو رفتن
کوشش سخت، صافی کردن، تمدید کردن
مداوات، درمان، علاج
نامزدی، مداوات، درمان
مداوات، درمان، علاج
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.