einschneiden
B1فعلجر، گسیختگی، گسستگی
JadoLearn Dictionary
einschneiden یعنی جر. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جر، گسیختگی، گسستگی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سوا، منفک کردن، منفصل کردن
جر، گسیختگی، گسستگی
جر، گسیختگی، گسستگی
جر، گسیختگی، گسستگی
جر، گسیختگی، گسستگی
موقع بحرانی، ضربت سریع زدن، فرم
موقع بحرانی، ضربت سریع زدن
موقع بحرانی، ضربت سریع زدن
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.