einwinken
B1فعلمتعهدبانجامامری نمودن، مرتکب شدن، سر سپردن
JadoLearn Dictionary
einwinken یعنی متعهدبانجامامری نمودن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
متعهدبانجامامری نمودن، مرتکب شدن، سر سپردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تهمت، مطالبه هزینه، اتهام
متعهدبانجامامری نمودن، مرتکب شدن، سر سپردن
متعهدبانجامامری نمودن، مرتکب شدن، سر سپردن
متعهدبانجامامری نمودن، مرتکب شدن، سر سپردن
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
فهرست، اسم، نام دادن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.