erstes Licht
B1اسمسحر، سحرگاه، فجر
JadoLearn Dictionary
erstes Licht یعنی سحر. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سحر، سحرگاه، فجر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
فردا، سحر، سحرگاه
سحر، سحرگاه، فجر
سحر، سحرگاه، فجر
سحر، سحرگاه، فجر
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
قایق رانی
قایق رانی
کلاهک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.