Eruption
C2اسماحتراق، وقوع انفجار، ترکیدن
JadoLearn Dictionary
Eruption یعنی احتراق. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
احتراق، وقوع انفجار، ترکیدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
احتراق، وقوع انفجار، ترکیدن
احتراق، وقوع انفجار، ترکیدن
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.