eskortieren
B2فعلاسکورت کردن، بدرقه کردن، همراه
JadoLearn Dictionary
eskortieren یعنی اسکورت کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اسکورت کردن، بدرقه کردن، همراه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بدکاره، جنده، فاحشه
اسکورت کردن، بدرقه کردن، همراه
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
عمل آوردن، فر اوردن، تکامل پیدا کردن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
غلپیدن، عمل آمدن، بالا کردن
غیب شدن، ناپدید شدن، پرواز کردن
رهایی یافتن، گریز، فرار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.