fassonieren
B2فعلفرم، تشکیل یافتن، تشکیل دادن
JadoLearn Dictionary
fassonieren یعنی فرم. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فرم، تشکیل یافتن، تشکیل دادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
چارچوب، چهارچوب، اسکلت
سطر، خط، صف
بشکل در آوردن، شکل دادن، شکل
باصمه، باسمه، تمبر
بشکل در آوردن، شکل دادن، شکل
ترن، قطار، تربیت کردن
فرم، تشکیل یافتن، تشکیل دادن
فرم، تشکیل یافتن، تشکیل دادن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.