Feld
B2اسمجسم کروی، حوزه، عرصه
JadoLearn Dictionary
Feld یعنی جسم کروی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جسم کروی، حوزه، عرصه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مسیر دوران، دور گشتن، مدار
پهنه، صحنه، جولانگاه
جسم کروی، حوزه، عرصه
جسم کروی، حوزه، عرصه
جسم کروی، حوزه، عرصه
جسم کروی، حوزه، عرصه
نبردگاه، عرصه، عرصه منازعه
نبردگاه، عرصه، عرصه منازعه
دشت، صحرا، پایکار
انتظام، دهناد، تادیب کردن
انتظام، دهناد، تادیب کردن
محدوده، رسائی، برد
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.