fett
B1صفتتنومند، تپل، گلوله وار
JadoLearn Dictionary
fett یعنی تنومند. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تنومند، تپل، گلوله وار
فربهی، فربه، گوشتالو
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پرآب وتاب، مطنطن، کثیر
پرقوام، پایدار، موسسه بازرگانی
صوری، وارث مسلم، نمودار
تنومند، تپل، گلوله وار
تنومند، تپل، گلوله وار
تنومند، تپل، گلوله وار
چربی خوک، چرب زبانی، گوشت خوک
فربهی، فربه، گوشتالو
فربهی، فربه، گوشتالو
فربهی، فربه، گوشتالو
روغناتومبیل، مداهنه، روغن
برقت آوردن، مس کردن، دست زدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.