Fingerzeig
C1اسمنشان، ایماء، نشانی
JadoLearn Dictionary
Fingerzeig یعنی نشان. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نشان، ایماء، نشانی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نشان، ایماء، نشانی
نشان، ایماء، نشانی
نشان، ایماء، نشانی
ابهام، دردناک بودن، زخمنیشگون
دردناک بودن، زخمنیشگون، مانع رشدونموشدن
ریزی، ریزگی، تند وتیزی
تند وتیزی
بوی، بوکشی، بوییدن
تند وتیزی، ژست، ادا
تند وتیزی
مهره شطرنج، مرد، رجل
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.